دل هر ذره که بشکافی                                           آفتابیش در میان بینی

در نتیجه پیشرفت علوم، روشهای آموزش نیز دچار تحولاتی شد. این تحولات در نتیجه آگاهی بیشتر از روح و جسم آدمی نمود پیدا کرد. یکی عضوهای بسیار مهم انسان که رابطه مستقیمی با یادگیری وآموزش دارد، مغز آدمی است.

در این مقاله با توجه به اطلاعات اندکی که راجع به مغز بدست آمده است، ابتدا به چگونگی کارکرد مغز و سپس ارتباط بین علوم خصوصا ریاضیات و سایر دانشها که موجب کارایی بیشتر مغز باشد بحث خواهد شد.

مغز انسان پیچیده ترین عضو بدن

مغز انسان در تمامی فعالیتهای ارادی و غیر ارادی در گیر می باشد. احساسی که الان دارید، کاری که اکنون در حال انجام آن هستید و ... . مغز انسان حتی در شکل گیری شخصیت نیز مؤثر است بنابراین اگر درست کار کند می توانیم زندگی خوب ومتعادلی داشته باشیم.

 

مغز راست و مغز چپ

مغز از دو نیمکره تشکیل شده است که هر نیمه سمت مخالف بدن را کنترل می نماید. دو نیمه مغز از نظر بیولوژیکی کاملا بهم شبیه هستند و هماهنگ عمل می کنند. بررسی امواج منتشره از مغز نشان داده است که دو نیمکره مغز در کنترل فعالیتهای بدن بین خود تقسیم کار کرده اند و هر نیمه اداره کارهای بخصوصی را بر عهده دارد :

●ویژگی های نیمکره چپ مغز

ü     قسمت راست بدن را کنترل میکند.

ü     ریاضیات و فلسفه را دوست دارد.

ü     نظم و طبقه بندی کردن را دوست دارد.

ü     همیشه منطقی و تحلیل گر با کارها برخورد می کند.

ü     با تنوع در زندگی مخالف است و زندگی منظم و از قبل تعیین شده را می پسندد.

ü     از انتقاد دیگران می هراسد.

ü     با جزئیات سرو کار دارد.

ü     پردازش اطلاعات و طبقه بندی را برعهده دارد.

ü     عجول است و حوصله ندارد.

ü     همه چیز را فقط با حرف زدن صرف توضیح می دهد. قدرت توضیح دادن مطالب را با مثال و شکل کشیدن ندارد.

ü     قدرت تخیل ندارد.

ü     استعداد موسیقی و نقاشی را ندارد.

ü     قدرت خلاقیت و کشف را ندارد.

ü     مرکز به خاطر سپردن کلمات و اعداد است.

ü     ویژگی های مردانه در این قسمت است.

ü     نزد زبان شناسان، ریاضی دانان و فلاسفه این بخش مغز فعالتر و بر نیمکره دیگر غالب است.

 ● ویژگی های نیمکره راست مغز

ü     سمت چپ بدن را کنترل می کند.

ü     مرکز درک تصاویر و مقررات است.

ü     قدرت تشخیص چهره ها را دارد.

ü     قدرت حل معما را دارد.

ü     درک رنگ و لحن صدا در این قسمت است.

ü     تخیل و خواب در این ناحیه است.

ü     قدرت خلاقیت و کشف کردن دارد.

ü     ورزش و حرکات موزون بدن در این ناحیه است.

ü     استعداد موسیقی در این قسمت است.

ü     حس لامسه و درک اشیا سه بعدی در این قسمت است.

ü     جهت یابی توسط این قسمت مغز صورت می گیرد.

ü     با هنرهای نقاشی و طراحی سر و کار دارد.

ü     مرکز احساسات و دوست داشتن است.

ü     ادراکات آن کل نگر است.

ü     قدرت نظم و طبقه بندی ندارد.

ü     قدرت درک ریاضیات و فلسفه را ندارد.

ü     مهارت مدیریت را بلد نیست.

ü     خلاقیت و ذوق هنری دارد. نقاشان، طراحان، نویسندگان و هنرمندان بزرگ از این قسمت مغز بیشترین استفاده را می برند.

ü     ویژگی های زنانه در این قسمت است.

 

این پژوهشها نیز نشان داده است که افرادی که عادت کرده اند تنها از یک نیمه مغز خود استفاده کنند به طور نسبی از طرف دیگر مغز خود استفاده نمی کنند و اگر در موارد خاص نیازی به ارتباط این دو نیمکره با یکدیگر باشد این ارتباط با ضعف توام است.

نکته جالب و مهم دیگرآنکه، هرگاه در دو نیمه مغز ، بخش ضعیف تر تحریک وترغیب به همکاری با بخش قوی تر شود ، افزایش فوق العاده ای در مجموع توانایی وکارایی آنها خواهد داشت و این افزایش بیش از حد انتظار است.

به طور مثال اگر همکاری دو نیمه مغز ، انتظار کارایی را به دو برابر افزایش دهد ، در عمل این کارایی ممکن است در نتیجه هماهنگی آنها به 5 تا 10 برابر ارتقا یابد.

زمانی چنین تصور شد که افراد صاحب ذوق وقریحه هنرمند، شاعر پیشه و رویایی ، نوعا کم هوشی دیر فهم و حتی غیر منطقی به شمار می آیند و بر عکس افرادی که با علومی نظیر ریاضیات منطق، تجزیه و تحلیل وغیره سر وکار دارند با هنر ، احساسات و شعر بیگانه اند. پژوهشهای به عمل آمده بر این تصور خط بطلانی می کشد و توجیه آنرا استفاده انحصاری از یک طرف مغز و عدم بکارگیری طرف دیگر اعلام می کنند. بررسیهای مکرر نشان داده است که صاحبان مغزهای بزرگ از هر دو سوی مغزشان بهره گرفته اند. در واقع آنها هم دانشمند وهم هنرمند بوده اند.

ارتباط علوم با یکدیگر

نتیجه بخردانه ای که می توان از این کشفیات گرفت آن است که : مغز هر یک از ما به طور استثنایی وبالقوه هم دارای استعدادهای نهفته علمی وهم استعدادهای بالقوه ی هنری است . اگر مشاهده می شود بیشتر افراد فقط از کارایی یک طرف مغز خود استفاده می کنند، به دلیل نارسایی و ناتوانی عضوی طرف دیگر نیست. بلکه به این علت است که اولا : کارها و افعال مربوط به طرف قوی مغز، بیشتر انجام شده است . ثانیا: طرف دیگر مغز بدون تمرین واستفاده باقی مانده و به اندازه کافی مجال و فرصت تکامل و پیشرفت ، مانند طرف دیگر به آن داده نشده است.

پس برای اینکه شاخه ای از علوم در هر فرد تقویت شود ؛ نخست باید بدانیم که مربوط به کدام نیمکره ی مغز است، سپس :

1-    با انجام کارها و تمرین علومی که مربوط به همان نیمه مغز است ، زمینه رشد آنرا فراهم آوریم.

2-  طرف دیگر مغز را متناسب با مسأله وادار به همکاری نماییم .

و این امکان پذیر نیست مگر با تمرین وممارست.

تقویت مغز و راه صحیح استفاده از آن باید از اوان زندگی انجام گیرد. در کشور ما دانش آموزان ابتدایی با دروسی مواجه هستند که هر کدام به نوبه خود در فعال نمودن یکی از قسمتهای مغز مفید هستند. اما آیا براستی ما آن دروس را آنطور که باید به آنها آموزش می دهیم؟ ویا اصلا سر فصل دروس متناسب با کشفیات روز می باشد؟

در دوره راهنمایی تحصیلی این امر ارزش واهمیت بیشتری پیدا می کند. در این دوره بدلیل اختصاصی شدن دروس و اضافه شدن درسهایی مانند زبان خارجه ؛ که هر کدام قسمتی از مغز را فعال مینماید و اینکه خود دانش آموز از درک بیشتری برخوردار شده است؛(جدای از تفاوتهای فردی) می توان براستی انسانی هوشمند ، زیرک وبا مسؤلیت ساخت.

 ارتباط ریاضی با سایر علوم

با توجه به مطالب یاد شده ارتباط ریاضی با سایر علوم از دو جنبه زیر که هر کدام توضیح داده می شود قابل بررسی است:

1-    تقویت همان نیمکره

2-   واداری نیمکره دیگر به همکاری هدفمند

تقویت همان نیمکره : فهمیدیم ریاضیات در نیمکره چپ مغز نشأت می گیرد. اما در این نیمه مواردی مانند ، زبان ، ارتباط کلامی، منطق، بررسی و تجزیه وتحلیل و نویسندگی و... نیز انجام می پذیرد.

انشاء  ( نویسندگی )

قرائت فارسی و خارجه ( ارتباط کلامی )

علوم اجتماعی (تاکید بر نظم )

از جمله دروسی هستند که در تقویت وتکامل نیمکره چپ مغز نقش اساسی دارند. متاسفانه دروسی مانند انشاء و قرائت فارسی وخارجه از طرف والدین وحتی بعضی از دبیران مورد کم لطفی قرار می گیرند.و در مواردی که دبیر محترم مربوطه در تدریس و نمره گذاری نهایت دقت را بعمل آورد و نمره واقعی دانش آموز را اعلام کند ، والدین بهانه کم ارزش بودن درس را اعلام و خواستار اضافه کردن نمره میباشند. در حالی که همانگونه اعلام شد این دروس در تقویت مغز ، خصوصا نیمه ای که مربوط به ریاضی است نقش مستقیم دارند. پس لطفا:

«این دروس را به دبیران غیر مربوطه واگذار نکنیم و دبیران نیز در تدریس و نمره گذاری نهایت دقت را بکار گیرند.»

واداری نیمکره ی دیگر به همکاری هدفمند :این نکته بسیار مهم است که برای تقویت یک قسمت از مغز کارهای مرتبط با آنرا مرتب تمرین وتکرار کنیم. اما این پایان راه نیست. همانطور که گفته شد ، استفاده از هر دو نیمکره به طور همزمان بسیار با ارزش است.ارتباط نیمه مخالف مغز با ریاضیات در حل مسأله بیشترین نمود را دارد. کتاب ریاضیات دوره راهنمایی یکی از بهترین روشهای حل مسأله را رسم شکل بیان کرده است. اما دانش آموزی که این نیمه از مغزش کم کار مانده مشکل دارد.

علومی مانند:

نقاشی و هنر(درک تصاویر و هنر)

ورزش دسته جمعی ( حرکات موزون)

موسیقی و آهنگ وسرود ( در صورت اضافه شدن به دروس راهنمایی)

کمک زیادی به قویت دانش آموز در درس ریاضیات بخصوص حل مسأله می نماید. پس باز هم لطفا :

«این دروس را به دبیران متخصص واگذار کنیم و دبیران نیز در تدریس و نمره گذاری نهایت دقت را بکار گیرند.»