56 قانون در تدريس خوب
- در صورت تدريس در دانشگاه كتاب درسي خوبي انتخاب كنيد، اما لزومي ندارد همه كتاب را تدريس كنيد.
2- جزوه اي براي خود فراهم آوريد،ولي خود را بدان مقيد نكنيد.
3- هميشه مطلبي را كه بايد درس دهيد از نو مرور كنيد،تا كلاس درس همواره تازه،شاداب و طبيعي باشد.
4- طبيعي درس دهيد اما از معلوماتتان چيزي را بدون تحقيق نگوئيد.
5- درس را هميشه به موقع شروع و به موقع تمام كنيد.
6- هر درس را با يك خلاصه درس شروع كنيد.
7- هيچ وقت توقع نداشته باشيدشاگردانتان مطلبي را بياموزند يا بخوانند كه خودتان آنراياد نگرفته يا نفهميده ايديا قادر به فهم آن نيستيد.
8- هرگز،تا معلومات شما فراتر از موضوع درس نباشد تدريس نكنيد.
9- هيچ گاه احساس نكنيد كه توجه به جزئيات،ديد محدود را جبران ميكند.
10- هرگز با به نمايش گذاشتن تبحر خود ،به يك شاگرد فشار وارد نياوريدزيرا شاگرد به آنچه شما ميدانيد بسيار كمتر علاقه دارد تا آن چه خود ميتواند بياموزد.
11- مغرور نباشيد كه از شاگردانتان بيشتر ميدانيد،چون آنها به اختيار خود،بعد از شما متولد نشده اند.
12- به جهالت خود اذعان داشته باشيد،اما اين را بدانيد كه آيا اين ناداني را فقط شما داريد يا ديگران نيز بدان دچارند.
13- هيچ وقت گمان نكنيد كه شاگردان شما ناداني يا كم سوادي را با حماقت يكي ميگيرند.
14- درس را حفظ نكنيد،بلكه مطلب را دقيقا بفهميد.
15- بجز در موارد اعدادي كه نمي توانيد به خاطر بسپاريد،در ساير موارداز روي يادداشت درس ندهيد .
16- هرگز و هرگز نوشته هاي خود را با صداي بلند نخوانيد ، زيرا اگر شاگردان شما بي سواد بودند درس شما را نمي گرفتند .
17- خلاصه درس يا يادداشتهاي مفيد را با خود داشته باشيد ، اما از آنها استفاده نكنيد،چون يك بازيگر خوب به كسي كه ديالوگها را بدو برساند نياز ندارد .
18- از دستگاه اور هد اجتناب كنيد ،زيرا كلاس درس سمينار تحقيقاتي نيست .
19- يكنواخت صحبت نكنيد ،چرا كه علاقه دانشجو بايد به درس شما معطوف شود نه به صداي شما .
20- با سرعتي سنجيده درس دهيد ،كه تند صحبت كردن سر در گمي مي آورد ومبهم سخن گفتن ملالت بار است .
21- خيال نكنيد كه با يك بار استفاده لغت يا يك نظر ،شاگردان نسبت بدان روشن مي شوند،زيرا با اثبات است كه تفكر و فهم جاذبه مي يابد نه با اشاره .
22- هرگز يك درس را دو بار تكرار نكنيد .به شاگردان نگاه كنيد تا دريابيد كه در عالم درس هستند يا نه .
23- تفاوت بين تدريس و بازيگري در آن است كه در اولي ابتدا موضوع مي آيد وبعد از آن خطوط كار مشخص مي شود .اما در درس ابتدا خطوط كار مشخص مي شود واز پي آنها موضوع.
24- همه سوالات شاگردان را به بهترين نحو پاسخ دهيد،زيرا به ندرت ممكن است كه يك سوال تنها براي يك نفر پيش آمده باشد سوالات وقفه اي در درس پديد نمي آورند ،بلكه در ارتباط با هر سوال،بقيه درس هم تدريس مي شود .
25- هميشه با اين فرض درس دهيد كه شاگردان شما دوست دارند بياموزند،نه آنكه فقط مي خواهند از امتحانات نمره بياورند .
26- از امتحانات به صورت يك بخش ضروري تدريس استفاده كنيد،جون با نوع سوالات مي توان برداشت شاگرد را از تدريس دريافت .
27- از مطالبي كه يادگيري آنها رااز شاگردان نخواسته ايد سوال امتحاني مطرح نكنيد .
28- هيچگاه به شاگردان نگوئيد مسئول يادگيري يك مطلب باشند،زيرا مسئوليت يادگيري منحصر به يك نفر نيست .
29- هميشه شايستگي را بر شهرت مقدم داريد .
30- همواره شاگردانتان را براي انجام كارهايشان تشويق كنيد .هرگز آنها را به علت كوتاهي هايشان بد به حساب نياوريد.
31- يك جوك را فقط در كمك به آنچه درس ميدهيد بگوئيد نه به صرف خود آن جوك.
32- هيچگاه به شاگردانتان نخنديد ،بلکه با آنها بخنديد.
33- تا وقتی که دوست نداريدشاگردانتان شما را دست بيندازندبا آنها شوخی نکنيد.
34- هميشه همان قدر شاگردانتان را جدی بگيريد که آنها شما را جدی می گيرند.
35- خيلی خشک درس ندهيد بلکه آنقدر شيرين درس بدهيد که شاگردانتان جذب درس شوند.
36- هرگز حالت معمولی خود را در کلاس از دست ندهيد، زيرا شاگردان علاقه ای به احساسات شخصی شما ندارند.
37- با شاگردانتان از روی ملاحظه و ادب رفتار کنید، تا آنها نيز با شما با ملاحظه تا کنند، زيرا آن را با نرمي اشتباه نمی گيرند.
38- بين صميميت شاگرد و کم اعتنايی اش و همچنين،بين اختلاف هوشی و تفاوتهای شخصی ،تفاوت قائل شويد.
39- موقع تدريس به شاگردان نگاه کند،سقف و کف کلاس جالب نيستند،تخته نيز همينطور.
40- هرگز فرض نکنيد که شاگردان تنها درس شما را دارند.
41- اگر شاگردی می خوابد،هيچگاه خيال نکنيد که او بی حوصله يا بی علاقه است.شايد تمامی شب را بيدار بوده تا برای درس ديگر نوشته ای آماده کند.
42- هرگز گمان نکنيد که سکوت شاگردان به معنای فهميدن آنهاست،چون ممکن است گيج شده باشند.
43- هرگز تند شروع و آهسته تمام نکنيد،زيرا اين کار نشان ميدهد که مطلب را تحليل برده ايد.
44- هرگز آهسته شروع و تند تمام نکنيد،چرا که با اين کار شاگردان شما خسته خواهند شد.
45- هر درس زبانی دارد و تدريس خوب زبان را ياد ميدهد نه کلمات را.
46- هرگز ازياد نبريد که يک اصطلاح يا مفهوم تازه را با نوشتن آن بر تخته يا تکرار آن طوری که شاگردان بتوانند آن را بنويسند در ذهن آنها تثبيت ميکنيد،اما هرگز و هرگز هر جمله را تکرار نکنيد که نتيجه تکرار کلمه به کلمه ،گرفته شدن نصف وقت کلاس است.
47- تدريس را با ديکته گفتن اشتباه نگيرد،زيرا تدريس عملی است خلاق که شاگرد در آن فعالانه دخيل است و از آن متاثر می شود،حال آنکه ديکته تمرينی است مکانيکی که غير فعالانه برا فهم بعدی صورت ميگيرد.
48- هيچ وقت آنقدر ساده نباشيد که ناچيز به نظر آئيد يا آنقدر پيچيده که پر از ابهام باشيد.
49-از آنچه تدريس ايجاب مي كند پا فراتر بگذاريد.
50- در پايان درس،بايد احساس خستگي توام با نشاط كنيد،كه بي اين دو،احتمالا تدريس عالي نبوده است.
51- فراست را بيشتر با كيفيت تدريس مي توان اندازه گرفت تا با كميت تدريس.
52- توقع نداشته باشيد كه شاگردان شما بي نهايت گنجايش ياد گيري داشته باشند.(حدود اشباع ذهن بيشتر مربوط به فيزيولوژي است تا به هوش).
53- هيچگاه ابتكاري را كه با تجربه پديد آمده به باد استهزا نگيريد.
54- هدف غايي تدريس آن است كه شور شوق شاگردان حفظ شود نه آنكه معلومات آنها بالا رود، يك معلم خوب،به جاي افزايش معلومات،خلاقيت را پرورش ميدهد.
55- توجه داشته باشيد كه هيچ وقت شما نمره را نمي دهيد،بلكه شاگردان نمره مي گيرند.
56- بين خوب درس دادن و خوب امتحان گرفتن،يا خوب امتحان گرفتن و خوب نمره دادن فرق بگذاريد.(درس دادن چيزي است و امتحان گرفتن چيز ديگري،نمره دادن و ارزشيابي نيز همينطور،يك معلم خوب بايد بر هرسه تسلط داشته باشد).