معلم خوب ریاضی!
بسمه تعالیبرای من؛خواندن این که شن ساحل ها نرم است،کافی نیست می خواهم پای برهنه ام این نرمی راحس کند.معرفتی که قبل ازآن احساسی نباشد برای من بیهوده است.
چقدراین جمله کوتاه؛زیباوپرمفهوم است وچه زیباپاسخ می دهدتمام سوالاتی که یک دانش آموزسعی دارددراین مقاله درحدفهم خودبه آن پاسخ دهدوبازبان حال خود می گوید "به راستی ازمعلم خوب ریاضی چه انتظاری دارم"
معلمی که بداندمن مشتاق راه رفتن روی شن های نرم تفکرم،بداند می خواهم باپای برهنه ذهنم درکوچه وپس کوچه ی دانش قدم بزنم وباتمام وجودبه این گفته ی گالیله اعتقادپیداکنم که"کتاب عظیم هستی که جلوی چشمانم گشوده شده وزبانی دارد که بدون دانستن آن ،فهم حتی یک واژه ی هستی غیرممکن است.آن زبان،زبان ریاضی است.
معلم خوب من معلمی است که به من بفهماند ریاضی تنها محدودبه یک فرمول ویک امتحان ویک بیست نیست.به من بفهماند ریاضی دنیایی وسیع دارد که غرق شدن درآن ،عین رسیدن به ساحل نجات است.دوست دارم این گونه بیندیشم اماتنهانمی توانم!راهنمایی می خواهم مسلطوعمیق که دریک حدازدانش وآگاهی توقف نکندوفانوس هدایتش هرروزپرنورترازدیروزگردد؛هنرمندی که به جای پاسخ دادن پی درپی به سوالاتم ، به من یاددهدچگونه استدلال کردن وچگونه آفریدن را؛واین گونه مرابه سرچشمه بودن برگرداند.
پدری می خواهم دلسوز که هرگاه قادر نبوددرموردی ذهن کنجکاوم رامهارکند،بی ادعاوزیبابگویدنمی دانم !واین گونه به من بفهماند که ندانستن عیب نیست.
قاضی ای می خواهم عادل که هیچگاه باپیش داوری خود،عدم موفقیت من راپیش بینی نکند ودراولین برخورد واولین سوءال،به یادنگرفتن محکومم نکند وبه من بیاموزد شکست هایم رابه عدم تلاشم نسبت دهدنه به عدم توانایی ام.
معلم خوب معلمی است که احساس کنم ازآموختن من لذت می برد .ازبرق چشمانش ولبخندرضایت بخشی که گوشه ی لبانش می نشیند این حس درمن القاشود که اوقلبش برای کارش وشاگردانش می تپد واین ارزشی که برای من قایل است، باعث می شودتلاشی مضاعف کنم تادوباره لبخندی حاصل ازاحساس رضایت رادرگوشه ی لبان اوبنشانم.
معلمی که به من بفهماند آن چه دربرخورد بایک سوءال مهم است،تلاش برای پاسخ گویی به آن است واین که آیا می توانم پاسخ گویم یاخیر.
ارزش چندانی ندارد.به من یاددهد خودسوال رادوست بدارم وازمن نخواهد به هر قیمتی شده جواب سوالاتی راکه مشخص کرده پیداکنم که اگراین گونه باشد،دلهره ی پیداکردن جواب آن چنان وجودم رافرا می گیرد که دیگر قادر نخواهم بود برای رسیدن به آن ،بال های اندیشه -ام رابگشایم وخودراغرق درتفکرکنم ،بلکه ناخودآگاه متوسل به انیشیدن راازدست می دهم وبه یک طوطی تبدیل می شوم که بی نقص وزیبا،گفته ی دیگران راتکرار می کند وموردتحسین قرار می گیرد!
دوست دارم معلمم نگرشم رانسبت به امتحان تغییردهدوسوال هایش به گونه ای باشد که فرآیندهای عالی ذهنم ماننددرک وفهم ونحوه ی تجزیه وتحلیل کردن سوال من مورد ارزیابی اوقرارگیردوتنها مرامحدودبه حفظ کردن طوطی وار قسمت هایی ازکتاب یاجزوه نکند.
دوست دارم معلمم ازصمیم قلب درک کند این گفته ام راکه"اگربشنوم فراموش می کنم ،اگربه خاطر می سپارم واگرانجام دهم یاد می گیرم؛معلمی که از"من نخواهدکه به خانه ی دانش اودرآیم ،بلکه من رابه آستانه ی ذهنم راهبری کند.
معلم خوب من معلمی است که زیبا یی های نامرئی استدلام وشیوه های ابتکاری ام رادربرخوردبامسائل ببیندوباتحسینم،مرا نسبت به توانایی -ام مطمئن کند؛بی شک بااین ارزش گذاری ،انگیزه ام رابرای کاروتلاش بی دغدغه مضاعف می گرداند.
معلمم به من این امکان رامی دهد که اشتباهات درسی وعلمی ام راخودم کشف کنم واوتنهاباطرح سوال های زیبا؛مراواداربه اندیشیدن درمورداشتباهاتم کندوبدین طریق،این حس رادرمن القاکندکه من ،خودمسئول پیشرفت خودم هستم،مسئول اندیشه ام وبایدقادرباشم باخوداتکایی وخودباوری به اشتباهاتم پی ببرم وبااین کار،بهترین پاداش که همان احساس رضایت وشعف بعدازکشف اشتباه است،دروجودم رخنه کندوبیش ازپیش،مراشیفته ی ریاضی گرداند.
معلم خوبم به من اجازه می دهد که بااو روی مسائل بحث وجدل کنم وبه من اجازه ی دفاع ازنظراتم راخواهدداد(هرچنداشتباه باشد)وهرگز باتحکم نمی گوید"گفتم اشتباه است"!بلکه همیشه با اشارت خود ،هدایتم می کند ولی عقیده ی خودراتحمیل نمی کند.
معلم خوب به چهره ام می نگرد،دشواری هایم راکشف می کند،انتظارات ودلهره ام رامی فهمدوتوانایی این رادارد که خودش رابه جای من بگذارد.
معلم خوب من هیچ گاه به آگاه های خشک وعریان قناعت نمی کند،بلکه می کوشد مهارت وعادت به کار منظم رادروجودم تقویت کند.معلم خوب من چراهای من راناشنیده نمی گیردوهمیشه سعی می کند قوانین رابرایم اثبات کندوبعدازچندی این مهارت رابه من می آموزد،طوری که دیگرقادرباشم قبل ازپذیرفتن هرقانونی بگویم چرا؟ وبعدازرسیدن به پاسخ،آن رابرای خوداثبات کنم وهیچ قانونی رابدون دلیل نپذیرم.
اوهیچ گاه یک مطلب ریاضی راآن قدر کامل وآماده برایم تشریح نمی کند که دیگر جایی برای تفکرخودم باقی نماند زیرابه این گفته ی ولتر اعتقاددارم که<<اگرمی خواهید همه راکسل کنید،همه چیزراتاآخربگویید!>>
معلم خوب من باعلاقه واشتیاقی که درمن ایجادمی کند ،به من می فهماند که آنچه ازریاضی می خواهم ،تنهاکاربردنیست.لذت روح،پاکی ذهن وامیدبه دانش قلبی هم هست.پس کمکم می کندتاگنجینه درونم را که همان نبوغ واستعدادهای خدادادی ام است،بشناسم وبسترمناسب برای به فعلیت درآوردن آن ها راایجاد می کندوموجب طرح سوالاتی عمیق ومعناداردرذهنم می گرددکه اگربه جواب برسم،بی شک پاداشی روحی خواهم گرفت.
اووقتی نسبت به حل مسئله ای هرچند ساده عاجزم می بیند،هیچ گاه بانگاهش یاکلامش مراتحقیر نمی کند ومی داند که این عاجز شدنم که حتی گاهی به جایی می رسد که بدیهیات راهم فراموش می کنم ،ناشی ازاضطراب است!اضطرابی ناخودآگاه که دروجودم نفوذ می کند وتنهاداروی شفابخش آن،اطمینانی است که معلم با نگاه وکلام خوددروجودم ایجادمی کند.او می داند که تک تک کلمه های سخنانش،چه نقش تعیین کننده ای درسرنوشت من خواهد داشت .اوبه راحتی می تواند مرا به قله های پیروزی برساند،درحالی که قادراست به چاه ذلتم بکشاند.
برای همین،حتی دراوج عصبانیت خودراکنترل می کند وچیزی نمی گوید که من تمام وجودم راپوچ وبیهوده بدانم وناامیدی وافسردگی وجودم رافرا گیرد.همین صبرزیباست کهاوراشایسته ی ستایش می کند.
معلم خوب من می داند که صادقانه ترین علاقه مندیها وپربارترین حیله های تدریس نمی تواند به اوکمک کند که چیزی راکه خودش نمی –داند ویااشتباه می داند به من یاددهد.برای همین،همیشه درتلاش است که تسلط علمی خودراتاجایی که می تواند بالاببرد ومفاهیم راعمیق یادبگیردتاعمیق بیاموزد.
اومعیاردانش من را،تنهایک بار امتحان رسمی وخشک نمی داند وهمیشه به من فرصت جبران می دهد.اوبانگاه محبت آمیزش هرآن چه دروجودم گم شده است رابه من نشان می دهد وبالبخندش به من می گوید که تلاشم بی ثمرنمی ماند.
عشقی که دروجودش شعله ور است،آن چنان پاک وصادق است که حتی درمواقع عصبانیت ،چهره اش زیبا ودوست داشتنی جلوه می کند.جوش وخروشی که اواین گونه درمن برمی انگیزد آن چنان پرتلاطم وپرحرارت است که هیچ حادثه ای قادر نیست شکوه آن رابه سخره بگیرد ،زیرا این اطمینان را معلمی درقلب من گنجانده که برایم ارزشی والادارد؛معلمی که بودن را برایم معنا کرد وتفکرخاموش شده در ذهنم رادوباره روشن گرداندومی دانم دیگرهیچ گاه وباهیچ بهانه ای آن راخاموش نخواهم کرد.
معلم شاعری که زندگی راازدید ریاضی برایم معنا کردوپیوسته درگوشم زمزمه کرد:
زندگی ضرب زمین در ضربان دل هاست.
زندگی هندسه ی ساده ویکسان نفس هاست.
|
...معلم خوب من هیچ گاه افق بی کران محبتت رااززیررادیکال وجودم بیرون نخواهم کشید........ |
|
جاوید |